گشتاسب مظفریان – GMozafarian

توسعه دهنده نرم افزار -Software Developer

۱

چگونه فریلنسر شویم ؟

به نام اهورامزدای پاک

آزادکاری یا به قول معروف فریلنسینگ، یک شیوه کاری بسیار جالب است که می توانید از طریق آن به موفقیت های زیادی دست یابید. اما فریلنسر شدن کار ساده ای نیست و برای این کار باید با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کنید.

من در این مورد تحقیق های بسیاری کردم و خوشبختانه به نتایج خوبی هم رسیده ام. حالا مایلم در یک سری مقاله، راه و رسم فریلنسر شدن را با شما به اشتراک بگذارم تا شما هم با این پدیده هیجان انگیز و دوست داشتنی آشنا شوید. اگر موافق باشید قسمت اول را شروع می کنیم:

فریلنسینگ چیست؟

البته قبلا مقاله ای با همین موضوع در یک ادمین منتشر شده و می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر آن مقاله را بخوانید، اما اینجا نیز به طور خلاصه بررسی می کنیم که فریلنسینگ دقیقا چیست.

در قرون وسطی وقتی پادشاهان با ارتش های عظیم به جنگ یکدیگر می رفتند و یکی از طرفین با کلی مبارز سواره و پیاده که نیزه یا lance های بزرگ و درازی در دست داشتند پیروز می شد، به سربازان پیروز فریلنس می گفتند.

اما امروزه فریلنسینگ معمولا به نویسنده ها، طراح ها، برنامه نویس ها و… ارجاع داده می شود. فریلنسر ها کسانی هستند که بدون عقد قرارداد طولانی مدت، خدماتی را به کارفرمای خود ارائه می دهند. این افراد معمولا بر اساس هر ساعت یا هر روز کار پول می گیرند یا اینکه در ازای تکمیل هر پروژه مبلغی دریافت می کنند و اکثرا هم تنها کار می کنند.

شرایط اقتصادی برای فریلنسر ها در هر نقطه از جهان متفاوت است، اما در کل همه فریلنسر ها شیوه خاصی برای فروش خدمات خود دارند. اصل اساسی فریلنسر شدن این است که در کار خود یک حرفه ای تمام عیار باشید. وقتی تصمیم گرفتید فریلنسر شوید، دیگر کسی نیست که اشتباهات شما را رفع کند یا آنها را پنهان کند، پس جای هیچ اشتباهی نیست. فریلنسر ها از آنجایی که تنها کار می کنند، باید از همه جهت کار خود را خوب بلد باشند.

برای اینکه یک فریلنسر حرفه ای باشید باید یک سری نکات را مورد توجه قرار دهید که در ادامه این نکات را بیان می کنم:

برای خود یک برند درست کنید:

یکی از اولین قدم ها در فریلنسر شدن انتخاب یک برند برای خودتان است. این برند می تواند اسم واقعی شما باشد، یا اینکه می تواند یک اسم خاص و جالب باشد مثل problogger. مهم آن است که یک اسم مناسب برای خود انتخاب کنید تا مشتریان شما را با آن اسم به خاطر بیاورند و بشناسند.

در کنار اسم، شما به یک لوگو، بیزینس کارت و یک وبسایت هم نیاز دارید. توجه داشته باشید که دیگر خودتان یک بیزینس هستید و نیاز دارید که همه چیزتان حرفه ای باشد. خوب است که کمی دوستانه باشید، اما یادتان باشد که علایق، درد دل ها و عکس هایتان را در وبسایت یا وبلاگ خود منتشر نکنید، چون حرفه ای بودن شما را خدشه دار می کند.

اگر خودتان طراح نیستید، کار را به یک کار بلد بسپارید. مثلا اگر در زمینه طراحی بیزینس کارت تخصص ندارید بهتر است یک حرفه ای کارت شما را طراحی کند یا یک طراح حرفه ای وبسایت شما را طراحی کند، مسلما نتیجه بسیار متفاوت خواهد بود. یادتان باشد که برای اینکه حرفه ای بودن خود را ثابت کنید باید کمی هم پول خرج کنید.

وقتی نوبت به وبسایت می رسد توجه کنید که دامین سایت:

۱. به آسانی در ذهن بماند: مثلا دامین های طولانی یا دامین هایی که دارای کلمات عجیب و غریب هستند به آسانی در یاد نمی مانند.

۲. به آسانی خوانده شود: وقتی می خواهید دامین سایت یا حتی ایمیل خود را پای تلفن به کسی بگویید، این خیلی بد است که مجبور شوید حرف به حرف کلمه ها را ادا کنید، به خصوص اگر از دش یا آندرلاین استفاده کرده باشید. این مساله باعث می شود طرف مقابل سردرگم شود و ایمیل یا دامین شما را به خاطر نسپارد.

۳. به خوبی گویای موضوع باشد: اسمی که کاری را بیان کند یا شامل اسم شما باشد عالی است. خیلی راحت به یاد همه می ماند و به آسانی شناخته می شوید.

اشتباه نکنید، داشتن وب سایت کاملا ضروری است. فریلنسینگ با یک ایمیل چندان حرفه ای به نظر نمی رسد و کسی شما را جدی نخواهد گرفت.

در مورد ساخت وبسایت باید به چند نکته توجه کنید:

۱. حتما در یک بخش از سایت خود را معرفی کنید. بهتر است این معرفی کوتاه باشد، معمولا یک یا دو جمله. در این مورد زیاده گویی خوب نیست.

۲. خدمات و محصولات خود را نشان دهید. بالاخره همه باید بدانند که شما در چه زمینه ای فعالیت می کنید.

۳. سابقه کاری یا محصولات قبلی خود را هم معرفی کنید. این کار باعث می شود دیگران متوجه شوند که شما تازه کار نیستید و در زمینه کاری خود باتجربه هستید.

۴. اطلاعات تماس هرگز فراموش نشود.

شاید دلتان بخواهد کار های دیگری هم برای سایت خود انجام دهید، اما ضروری ترین موارد همین مواردی بود که در بالا ذکر شد.

از کجا کار پیدا کنید:

نکته مهم در فریلنسر بودن، داشتن کار است. اما کجا می توانید اولین کار خود و همین طور کار های بعدی خود را پیدا کنید؟

برای شروع می توانید از نزدیکان خود شروع کنید. به همه دوستان و آشنایان خود بگویید که برای کار در زمینه فعالیت خود آماده هستید، بیزینس کارت خود را بین همه آنها پخش کنید و برای اول راه حتی قیمت سرویس های خود را کمتر از حد معمول تعیین کنید تا مشتری جذب کنید.

یک نقطه شروع دیگر می تواند جاهایی باشد که قبلا در آن ها کار می کردید یا کسی را می شناسید که در آنجا کار می کند. معمولا با این روش خیلی زودتر به نتیجه دلخواه می رسید.

یکی دیگر از راه های شروع فعالیت این است که برای مدت محدودی خدمات خود را رایگان ارائه دهید تا به این شکل بتوانید توجه مشتری ها را به خود جلب کنید. البته به عبارت مدت محدود حتما دقت کنید.

گرچه خود من با مورد آخر خیلی موافق نیستم چون می تواند حرفه ای بودن شما را زیر سوال ببرد. فرض کنید بروید دکتر و از او بخواهید به صورت رایگان شما را معاینه کند تا ببینید از کارش خوشتان می آید یا نه. یا مثلا به یک مکانیک بگویید ماشین شما را برای بار اول رایگان تعمیر کند تا ببینید اصلا بلد هست ماشین تعمیر کند یا نه. به نظرم وقتی کار خود را به عنوان فریلنسر شروع می کنید، آنقدر تخصص دارید که به کار خود وارد باشید و ارائه خدمات به صورت رایگان می تواند به گونه ای توهین به خودتان باشد. اما اگر دیدید چاره ای نیست و راهی نمانده، به عنوان آخرین راه حل دست به این کار بزنید.

وقتی کارتان را شروع کردید کم کم متوجه می شوید که دیگر لازم نیست دنبال کار جدید باشید چون کارها خودشان به سمت شما می آیند. اگر چنین نشد باید بدانید که یک جای کار ایراد دارد. یا دارید خیلی گران حساب می کنید، یا کارفرمای درستی را انتخاب نکرده اید و یا زیاد به کارتان وارد نیستید ( که این مورد میتواند شامل همان گران حساب کردن هم بشود ). ممکن است برای حل مشکل، راه هایی مثل تبلیغات به ذهن تان برسد، اما اگر باز هم مشکل حل نشد یعنی کارتان از پایه ایراد دارد و باید مشکلات اساسی را رفع کنید.

برآورد و پیشبینی هزینه:

وقتی شما فریلنسر هستید، دیگر هیچ شرکتی مسئولیت تعیین نرخ کار را بر عهده ندارد، بلکه این خود شما هستید که تعیین می کنید خدمات شما چه قدر ارزش مالی دارند. در یک نگاه کلی شما دو راه بیشتر ندارید، یا اینکه قیمت قطعی را اعلام کنید و یا اینکه قیمت را پیشبینی کنید. منظور از قیمت قطعی آن است که شما یک مبلغ ثابت را برای هر پروژه تعیین می کنید و کارفرما هم موظف است در نهایت همان مبلغ را بپردازد. اما بسیاری از موارد طوری پیش می روند که در انتهای انجام پروژه، ویژگی های پروژه و در نتیجه قیمت کار بالاتر می رود، در این مورد شما می توانید یک قیمت ابتدایی را پیشنهاد کنید تا اگر در انتها ارزش مالی کار کمتر یا بیشتر شد حرف و حدیثی پیش نیاید.

برای اینکه کمی با موضوع بهتر ارتباط برقرار کنید یک مثال می زنم. فرض می کنیم یک برنامه نویس می آید و در سایت خود بخشی را  به وجود می آورد که هزینه های خدماتش را به کارفرمایان نمایش بدهد او ممکن است از روش قیمت قطعی استفاده کند و بگوید هر پروژه —- هزار تومان خرج دارد. حال اگر یک پروژه ساده تر باشد یا حتی پیچیده تر باشد، همه چیز برای کارفرما های مختلف یکسان است و همه آنها باید یک هزینه یکسان را پرداخت کنند، در صورتی که ممکن است یک کارفرما پروژه اش آسان تر باشد و دیگری پروژه اش بسیار سخت تر و زمان‌بر تر.

اما حالا فرض می کنیم این برنامه نویس ماجرای ما، از روش دوم یا همان قیمت پیش‌بینی شده استفاده می کند. در این صورت او در سایت خود می نویسد هزینه اجرای هر پروژه به طور متوسط —– تومان ( با x% افزایش یا کاهش ). با این کار دیگر فریلنسر در انتهای کار می تواند به کارفرما بگوید پروژه شما هزینه بیشتری برده یا ارزانتر شده و کارفرما هم که از ابتدا به این نکته توجه کرده بوده، موظف است از حرف فریلنسر پیروی کند.

در کل خود من هم راه دوم را پیشنهاد می کنم تا دردسر ها کمتر شود. اما حالا چرا ممکن است هزینه ها در آخر کار تغییر کنند:

۱- شما ارزش کار را کم پیشبینی کرده اید:

متاسفانه فریلنسر بودن کار بسیار مشکلی است و کسی هم نگفته کار ساده ای است. شما ممکن است اغلب اوقات اشتباه کنید و چوب اشتباه خود را بخورید. اما اگر از همان اول تکلیف را روشن کنید و بگویید در مورد قیمت مطمئن نیستید و فقط می توانید قیمت تقریبی را بگویید، دیگر در انتهای کار حسرت این فرصت از دست رفته را نمی خورید. ضمن اینکه در این صورت کارفرما که شرایط شما را در ابتدای کار قبول کرده، در انتهای کار وظیفه دارد هزینه اضافی را پرداخت کند. این شما هستید که قیمت را تعیین می کنید و کارفرما در این مورد حق ندارد با شما چانه بزند.

۲- کارفرما از کار شما سر در نمی آرود:

معمولا این مشکل پیش می آید، خیلی اوقات ممکن است نداند شما برای انجام پروژه چه زحماتی کشیده اید یا چه پروسه ای طی شده تا پروژه تکمیل شود. برای همین در صورت استفاده از قیمت گذاری پیشبینی شده، کارفرما متوجه می شود که ممکن است در انتهای پروژه هزینه کمتر یا بیشتر شود. بهترین کار این است که برای خود یک بخش به عنوان ( شرایط خدمات ) داشته باشید و در آن موارد مهمی مثل موارد زیر را مورد توجه قرار دهید:

۱- کارفرما در چه مدت زمانی و در چه فواصلی باید هزینه پروژه را تکمیل کند

۲- شما در مورد هزینه اضافی یا کاهش یافته در انتهای پروژه چگونه اقدام می کنید

۳- کپی رایت اثر

۴- شرایط قبل و بعد از پرداخت هزینه

۵- حقوق و مسئولیت های شما و کارفرما

و…

می توانید از کارفرما بخواهید قبل از سفارش یک پروژه به شما، همه این قوانین را بخواند و با آنها موافقت کند. در ضمن اگر خود کارفرما هم شرایطی دارد به دقت آنها را بررسی کنید و مطمئن شوید شرایط کارفرما با قوانین شما مخالفت نداشته باشد.

ارزش گذاری روی دیگر خدمات:

در طول تکمیل پروژه ممکن است لازم باشد خدمات اضافه ای را هم بر اساس نیاز مشتری انجام دهید، مثل هاستینگ یا هزینه های چاپ و… در این مورد یک نکته مهم وجود دارد: همیشه هزینه همه چیز را محاسبه کنید: این که چیزی را به صورت رایگان به کارفرما ارائه دهید خیلی بد است چون خیلی زود کارفرما توقع خواهد داشت که خدمات بیشتری را به صورت رایگان دریافت کند. برای همین هزینه هر چیزی را محاسبه کنید.

معیار ارزش گذاری:

اینجا سخت ترین بخش فریلنسری فرا می رسد: چه قدر پول بگیرید؟ اکثر فریلنسر ها به صورت ساعتی کار می کنند به این معنی که بر اساس مدت زمانی که صرف اتمام یک پروژه کرده اند پول می گیرند.  برای اینکه بدانید در ازای هر ساعت چه مقدار پول باید بگیرید، به نکات زیر توجه کنید:

۱- بقیه چقدر پول می گیرند: برای شروع بهترین کار این است که پرس و جو کنید و ببینید دیگر فریلنسر ها برای خدمات مشابه چه مقدار پول می گیرند تا شما هم همان مقدار را برای خدمات خود ارزش گذاری کنید. از همکاران خود سوال کنید تا بتوانید ارزش معقول خدمات خود را پیدا کنید.

۲- حداکثر میزان ارزش گذاری چقدر است: اگر خدمات شما با ارزش است و کارفرما هم به دنبال خدمات شما می باشد، پس چرا نباید ارزش مالی خدمات خود را افزایش ندهید. البته این نکته هم مهم است که اگر خدمات را خیلی گران ارائه دهید، کارفرما را از خود دور می کنید. برای همین بهتر است به مرور زمان و کم کم هزینه خدمات را افزایش دهید.

۳- برای ارزش گذاری به چه چیزی نیاز دارید: برای اینکه یک ارزش مناسب روی خدمات خود بگذارید بهتر است فکر کنید در طول هفته چند ساعت کار می کنید و بر اساس آن ارزشی را تعیین کنید که در آخر هفته به اندازه کافی هزینه دریافت کنید تا هم ارزش وقتی که گذاشته اید و کاری که کرده اید را داشته باشد و هم ارزش هزینه های احتمالی که ممکن است در طول پروژه خرج کنید.

اینکه بنشینید و فکر کنید اگر در هر ساعت از کار مثلا ۱۰ هزار تومان بگیرید و اگر در هر هفته هم ۴۰ ساعت کار کنید در نتیجه در هر هفته ۴۰۰ هزار تومان دریافت خواهید کرد بسیار خوب است. اما این را همیشه در نظر داشته باشید که در ابتدای راه بهتر است هزینه خدمات را کم تعیین کنید و سپس با موفقیت در کار به ندرت ارزش مالی کار خود را افزایش دهید. البته در برخی موارد مثل طراحی سایت، نمی توان کار را به صورت ساعتی ارزش گذاری کرد، در این گونه موارد ارزش کارها بر اساس توقع کارفرما و معیار هایی که در آن زمینه کاری وجود دارد تعیین می شود.

در هر صورت پیشنهاد می شود یک برنامه زمانی دقیق برای خود داشته باشید که بدانید برای تکمیل هر پروژه چه مقدار وقت و هزینه صرف کرده اید تا در نهایت بتوانید بر اساس آن یک ارزش معقول روی کار خود بگذارید.

صورت حساب:

حالا که پروژه را تمام کرده اید بهترین راه برای نشان دادن ارزش کار، ارائه صورت حساب به کارفرما است. احتمالا در رستوران ها صورت حساب را دیده اید. اینجا هم تقریبا منظور همان است. در صورت حساب می توانید موارد زیر را در نظر بگیرید:

۱- اطلاعات اصلی: اطلاعاتی مثل نام فریلنسر، نام پروژه، اطلاعات تماس با شما و اینگونه موارد که می تواند بسیار مفید باشد.

۲- چه چیزی نیاز به پرداخت پول دارد: یک لیست کامل از مواردی که کارفرما باید به خاطر آنها پول بدهد. ارزش هر کدام از موارد را به صورت جداگانه نشان دهید.

۳- چطور باید پول داد: راه های پرداخت هزینه پروژه را برای کارفرما توضیح دهید. این کار می تواند حضوری صورت گیرد یا اینکه مثلا شماره حساب دهید تا کارفرما پول را به حسبتان واریز کند.

۴- مدت زمان پرداخت پول: کارفرما فقط تا پایان مدتی که شما تعیین می کنید می تواند هزینه پروژه را پرداخت کند.

بهترین و مهمترین بخش در صورت حساب نشان دادن ریز هزینه هاست تا کارفرما بداند چرا باید این هزینه را پرداخت کند و هر کدام از خدمات شما چه هزینه ای را در بر دارد. سپس روش تسویه حساب مورد توجه قرار می گیرد و کارفرما بررسی می کند که چطور می تواند هزینه را پرداخت کند. نکته مهم بعدی مدت زمان پرداخت هزینه است و این که کارفرما بداند مدت زمان محدودی در اختیار دارد.

دریافت مبلغ:

متاسفانه در طول زندگی آزاد کاری، حالا در هر زمینه ای که فعالیت داشته باشید همیشه کارفرما هایی وجود دارند که خیلی دوست دارند تخفیف بگیرند و یا پول نپردازند و به هیچ عنوان هم کوتاه نمی آیند. این گونه کارفرما ها می توانند مشکلات زیادی برای آزادکار بیچاره به وجود بیاورند، مخصوصا اگر این فریلنسر در زمینه آزادکاری تازه وارد باشد.

در این مواقع همان قراردادی که در مورد ضوابط آن توضیح دادم بسیار به درد خواهد خورد چون می توانید به آن کارفرمای محترم ضوابط قرار داد را نشان دهید و بگویید که شما موظف هستید تا مبلغ پروژه را کامل بپردازید. ضمنا اگر مبلغی را به صورت پیش پرداخت قبل از انجام پروژه دریافت کنید معامله محکم تر خواهد شد. اگر هم ایمیلی از دیگر کارفرماهای خود دارید که در آن از شما به خاطر انجام پروژه شان از شما تشکر کرده و راضی بوده اند بد نیست آنها را به این کارفرما نشان دهید تا ثابت کنید کارتان درست است.

در این مواقع معمولا یکی از سناریو های زیر پیش می آید:

کارفرما تا هر وقت که بتواند پرداخت پول را عقب می اندازد:

همانطور که آموختید یکی از ضوابط قرار داد یا ضوابط فاکتور پروژه این است که برای کارفرما یک زمان پرداخت تعیین کنید که این زمان می تواند بین ۰ تا ۹۰ روز باشد. البته مسلما شما لازم نیست خیلی سخاوتمند باشید و ۹۰ روز به کارفرما فرصت دهید تا حسابش را صاف کند، یعنی شما نمی توانید این کار را بکنید. ممکن است شرکت های بزرگ چنین زمانی را به کارفرما بدهند اما پیشنهاد می کنم شما همان ۰ تا ۳۰ روز را تعیین کنید. تازه همان ۳۰ روز هم ممکن است مشکل آفرین باشد ولی بهتر از ۹۰ روز است.

حالا اگر یک کارفرما حساب پروژه را در مدت معین شده صاف نکرد این وظیفه شماست که هر لحظه به او یادآوری کنید. به یاد داشته باشید که در این میان تنها کسی که باید خجالت زده شود کارفرمایی است که پول را نپرداخته، بنابراین در اینکه با سماجت تمام و به طرق مختلف به کارفرما در مورد مسائل مالی پروژه یادآوری کنید اصلا خجالت نکشید چون حق با شماست.

یادآوری هفتگی یا در برخی موارد یادآوری روزانه معمولا جواب می دهد و شما به هدف خود می رسید. اگر یک کارفرما از اینکه در مورد مسائل مدام به او یادآوری می کنید ابراز ناراحتی کرد مطمئن باشید این کار هم بخشی از عقب انداختن پرداخت پول هست و به احتمال زیاد این کارفرما برای معامله گزینه خوبی نیست.

یکی دیگر از راه های برخورد با اینگونه کارفرماها این است که شما یک قانون برای آنها تعیین کنید مبنی بر اینکه اگر یک کارفرما در زمان مقرر مبلغ کل پروژه را پرداخت نکرد در ازای هر ماه تاخیر ۴ الی ۵ درصد به هزینه پروژه افزوده خواهد شد. البته می توانید این دوره و درصد افزوده را خودتان مطابق میل خود تغییر دهید، مثلا هفته ای ۲ درصد. اما به خاطر داشته باشید زیاده روی نکنید چون ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد.

این روش دوم در اکثر موارد کار می کند و کارفرما به خاطر اینکه هزینه پروژه بیشتر نشود آن را می پردازد. اما بد نیست گاهی اوقات مهربان تر عمل کنید. مثلا اگر به یک کارفرما که تا کنون با شما خوش حساب بوده بگویید به خاطر دیرکرد در پرداخت پول باید هزینه بیشتری بپردازد آنگاه شانس خوبی خواهید داشت که او یک ایمیل برای شما بفرستد و انواع و اقسام توهین ها را نثارتان کند که « من سالها با شما خوش حساب بودم، حالا یکبار این اتفاق افتاده، این چجورش است و…. ». پس بد نیست هوای کارفرمای خوش حساب را داشته باشید. البته به شرطی که این کارفرمای خوش حساب دیگر تاخیر نداشته باشد.

کارفرما چانه می زند:

در این سناریو اغلب اوقات بهانه کارفرما این است که آنچه را که مد نظرش بوده دریافت نکرده. بهترین راه حل در این مورد این است که در صورت امکان به صورت حضوری با کارفرما به مذاکره بپردازید و دو چیز مهم را در سر داشته باشد ۱- از کارفرما بپرسید کاملا منطقی توضیح دهد چه مواردی را در نظر داشته که با نتیجه مطابقت ندارد و ۲- اگر قانع شدید یا مبلغ پروژه را کاهش دهید یا تغییرات دلخواه کارفرما را اعمال کنید و اگر قانع نشدید کارفرما را قانع کنید که اشتباه می کند.

در این مواقع به هیچ وجه عصبانی نشوید و سعی کنید کارفرما را آرام کنید و از در دوستی وارد شوید چون در غیر این صورت دودش در چشم خودتان می رود و بدنام می شوید. تماس تلفنی یا ملاقات حضوری در این موارد بهتر پاسخ می دهد. اگر می بینید که کارفرما بدون دلیل و مدرک روی حرف خود پافشاری می کند اسناد و مدارک مربوط به پروژه را به او نشان دهید و ثابت کنید که کار شما درست بوده و همان چیزی را به او تحویل دادید که او پیش از انجام پروژه از شما طلب کرده بوده. اگر همچنان کارفرما حاضر به پرداخت پول نبود به سناریوی بعدی مراجعه کنید.

کارفرما به هیچ عنوان پول را نمی پردازد و شما را دست به سر می کند:

وقتی کار شما از دیر پرداخت کردن یا کم پرداخت کردن به پرداخت نکردن پول توسط کارفرما کشیده می شود، وقت آن می رسد که به صورت قانونی وارد عمل شوید. اینکه چطور می خواهید از او شکایت کنید و حق خود را پس بگیرید مکافات زیادی دارد که امیدوارم هرگز دچارش نشوید.

شناسایی کارفرمای مشکل ساز:

البته همه کارفرما ها مشکل ساز نیستند ولی بر اساس تجربه شما می توانید کارفرمای مشکل ساز را تشخیص دهید چون معمولا اکثر آنها داری یکی یا همه نشانه های زیر هستند:

۱- کارفرمایی که زیادی محافظه کار است:  تجربه نشان داده کارفرمایی که بسیار محافطه کارانه رفتار می کند و در امضای قرار داد و قبول ضوابط شما تردید می کند در انتهای کار برایتان مشکل ساز می شود چون از اینکه شما کنترل امور را در دست بگیرید و او مجبور شود هزینه نهایی را بپردازد می ترسد.

۲- کارفرمایی که مدام می پرسد اگر از چیزی خوشش نیامد آیا باید پولش را بدهد:  این مورد معمولا در کار طراحی پیش می آید. مثلا کارفرما مدام از شما می پرسد اگر از لوگویی که شما طراحی کردید خوشش نیامد می تواند آن را بدون پرداخت پول عوض کند یا باید پول آن را بدهد. این نشان می دهد که کارفرما برای شما و تخصص و وقتی که برای پروژه می گذارید ارزش قائل نیست و احتمالا برای پرداخت هزینه ها با این کارفرما به مشکل برخواهید خورد.

۳- کارفرمایی که مدام می گوید با دولوپر / طراح / نویسنده قبلی خیلی مشکل داشته: گاهی اوقات کار آنها دست یک فریلنسر بد افتاده و شاید گاهی هم خودشان باعث این نارضایتی شده اند. درست مثل این می ماند که شما رفتار یک شخص را از روی طرز برخورد و صحبت های دوستانش متوجه شوید. در این مورد هم معمولا تجربیات قبلی کارفرما با دیگر فریلنسرها خود گویای هزاران حرف است و بیشتر موارد هم خود کارفرما همه این تجربیات تلخ گذشته را در اختیار شما می گذارد چون فکر می کند مشکل از آنها بوده و اگر این حرف ها را بزند خیالش راحت تر است و با شما به مشکل برنمی خورد، در حالی که مشکل اصلی در واقع خود اوست.

توجه به این نکات می تواند شما را در شناخت کارفرمای مشکل ساز کمک کند ولی این را هم بدانید که همه کارفرما ها مثل هم نیستند و هر کدام شخصیت منحصر به فرد خود را دارند. برای همین پیشنهاد می شود همیشه از همه نظر اطمینان حاصل کنید و سپس کار را ادامه دهید.

هدف گذاری، تحویل و بازه های زمانی:

وقتی یک کارفرما کاری را به شما واگذار می کند این وظیفه شماست که نه تنها کار را به بهترین نحو انجام دهید، بلکه آن را سر وقت تمام کنید. خیلی از مواقع از دید کارفرما شما با دیگر فریلنسر ها فرقی ندارید، مگر آنکه کارتان را به موقع آماده تحویل کنید و همین موضوع باعث می شود تا بتوانید خود را از دیگر همکاران خود متمایز کنید. در بیزینس، اکثر افراد به دنبال چیزی یا کسی هستند که بتوانند به آن اعتماد کنند و حتی اگر لازم باشد کیفیت را فدای این اعتماد نیز می کنند. البته مسلما تحویل به موقع کار آن هم با بالاترین کیفیت از همه چیز بهتر است.

تعیین زمان تحویل یک پروژه باید در ابتدای کار صورت بگیرد. برای این منظور بهتر است یک روش هدف گذاری برای خود ایجاد کنید و بررسی کنید که انجام پروژه مستلزم طی کردن چه مراحلی است. این هدف گذاری در برخی از زمینه های کاری از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. به عنوان مثال در زمینه ساخت نرم افزار و برنامه نویسی، حتی پیش از شروع پروژه باید تجزیه و تحلیل های زیادی صورت بگیرد.

پس از اینکه متوجه شدید که چقدر زمان برای انجام این پروژه نیاز دارید و هم شما و هم کارفرما بر سر آن به توافق رسیدید زمان آن می رسد که زمان تحویل و بازه های زمانی را تعیین کنید. این بازه های زمانی می تواند در برگیرنده زمان هایی باشد که کارفرما می تواند به پروژه خود سر بزند و در جریان امور قرار بگیرد. علاوه بر این همانطور که در قسمت های قبل ذکر شد می توانید بازه های زمانی پرداخت را هم معین کنید تا در طی آن کارفرما هر بار درصدی از هزینه کل پروژه را به شما پرداخت کند، البته در این مورد باید قبلا با کرفرما به توافق رسیده باشید.

وقتی جدول کاری خود را تنظیم کردید مهم ترین وظیفه شما این است که طبق برنامه پیش بروید. قابل تصور نیست که رعایت زمان بندی ها تا چه حد مهم است و اینکه چه فوایدی در آینده برای شما خواهد داشت.

خدمات، دسترسی و ذخیره زمان:

برای یک شغل چهار ویژگی بنیادی تعریف شده است: کیفیت، قیمت، اعتبار و خدمات. اگر بتوانید همه این چهار ویژگی را پوشش دهید مسلما موفق خواهید شد. اکنون در مورد چهارمین و آخرین ویژگی یعنی خدمات بحث می کنیم.

در هر شغلی خدمات باعث ایجاد تفاوت بین شما و دیگران می شود، کارفرما را خوشحال می کند و ارزش شما را به نمایش می گذارد. در آزاد کاری خدمات به چهار شکل نمود پیدا می کند:

۱- روابط عمومی: این یعنی کیفیت روابط حضوری، تماس های تلفنی و ایمیل های شما. یعنی در دسترس بودن، خوش برخورد بودن و اینکه کارفرما به آسانی کار را به شما بسپارد. یعنی اینکه کارفرما را سر ذوق بیاورید تا از اینکه کارش را به شما سپرده خیالش راحت باشد. این یعنی کسی باشید که کارفرما خودش تمایل داشته باشد با شما کار کند.

۲- دسترسی: کارفرما می خواهد در هر زمان به شما دسترسی داشته باشد. هیچ چیز بدتر از آن نیست که در یک موقعیت حساس نتوان به کسی دسترسی داشت، بنابراین مطمئن شوید که کارفرمای شما از طریق  تماس تلفنی، ایمیل، ارتباط اینترنتی و یا حتی حضورا در دفتر کار شما قادر است با شما تماس بگیرد. در کارهای مختلف زمان های کاری هم متفاوت است و در برخی موارد حتی در زمان آزاد هم باید امکان تماس کارفرما را فراهم کنید. اما در اکثر زمینه های کاری، فریلنسرها حداقل باید در تمام مدت زمان کاری خود در دسترس کارفرما باشند. علاوه بر این اگر زمان هایی وجود دارد که شما در دسترس نیستید حتما منشی تلفنی خودکار موبایل یا تلفن خود را روشن بگذارید تا کارفرما بتواند برایتان پیغام بگذارد، یا اگر منشی شخصی دارید به او بسپارید که به کارفرما بگوید پیغامش را بگذارد تا بعدا این پیغام را از منشی خود دریافت کنید. اگر به مسافرت می روید و زمان زیادی را در دسترس نیستید حتما این موضوع را با کارفرما در میان بگذارید تا او نیز در جریان باشد.

۳- خدمات افزوده احتمالی: منظور از خدمات اضافه آن است که شما در حین پروژه ویژگی هایی را به کار اضافه کنید که احساس می کنید نیاز هست ولی کاربر به آنها اشاره ای نکرده. شما این کار را می کنید چون به نظرتان کارفرما اطلاعی از این ویژگی ها نداشته و وقتی ببیند که شما آنها را در پروژه اش به کار برده اید خوشحال می شود، به این دلیل که شما نشان داده اید به کارفرمای خود احترام گذاشته اید و سلیقه وی را به خوبی می شناسید.

البته به عبارت « احتمالی » هم توجه داشته باشید چون اگر بیش از حد به این ویژگی های اضافی بپردازید کارفرما به آن عادت می کند و دیگر نمی توان نام آن را خدمات افزوده گذاشت و به ندرت از نظر کارفرما به بخشی از خدمات اصلی تبدیل می شود. ضمنا دقت کنید که کارفرما حتما متوجه شود که این خدمات اضافه را خودتان انجام داده اید و بخشی از پروژه نبوده در غیر اینصورت هیچ سودی از خدمات اضافه نخواهید برد.

۴- ذخیره زمان: در آزادکاری گاهی اوقات این شانس را پیدا می کنید که کار را زودتر به پایان برسانید و توصیه اکید این است که از این فرصت ها به بهترین شکل استفاده کنید. کارفرما معمولا باید کار را تا زمان معینی تحویل بگیرد تا بتواند از آن استفاده کند و در غیر این صورت کل پروژه بی ارزش می شود. پس زمان هم برای شما و هم کارفرما نقش مهمی ایفا می کند. بنابراین خیلی خوب است که شما قادر باشید گاهی اوقات پروژه را زودتر از زمان مقرر آماده کنید چون در این صورت میزان رضایت کارفرما از شما به شدت افزایش می یابد، اما طبق معمول حواستان باشد که این وقت شناسی شما برای کارفرما تبدیل به یک عادت نشود. خودتان از توانایی های خود استفاده کنید و فقط در موارد ضروری و در صورت امکان پروژه را زودتر حاضر کنید.

گسترش و تبدیل شدن به یک کسب و کار کامل:

یک آزادکاری موفق و گسترش آن و استخدام کارمند برای تبدیل کردن کسب و کار از یک تجارت شخصی به تجارتی کامل شاید از ابتدا هدف شما نباشد، شاید هم باشد. اما در کل برای یک فریلنسر چنین آینده ای محتمل است و البته راه بسیار خوبی است که با صرف کمترین هزینه یک کسب و کار پر سود ایجاد کنید.

اما یک مورد هم در اینجا قابل توجه است. وقتی شما به عنوان فریلنسر و تنها فعالیت می کنید تنها چیزی که باید بیش از هر چیز مورد توجه قرار دهید خودتان هستید. این شما هستید که تصمیم می گیرید چه زمانی کار کنید و چه زمانی چندان آماده کار کردن نیستید، چه توانایی هایی دارید و به چه مقدار پول نیاز دارید. اما زمانی که تصمیم بگیرید کار خود را گسترش دهید و فریلنسر های دیگر را استخدام کنید متوجه خواهید شد که به جای اینکه فریلنسر باشید بیشتر مدیر هستید و همه زمان خود را صرف مدیریت دیگر فریلنسرها می کنید.

نکات مثبت و منفی زیادی در مورد گسترش آزادکاری وجود دارد اما توصیه می شود آهسته ولی پیوسته حرکت کنید و به فکر گسترش کار نباشید چون در این صورت دیگر فریلنسر نخواهید بود و تبدیل به یک مدیر می شوید.

مرجع اصلی : tutsplus

ترجمه و تغییر : بهراد جاود در سایت : ۱admin.ir

با تشکر از بهراد جاود

ارزشارزش گذاری روی دیگر خدماتاز کجا کار پیدا کنیدبازه زمانیبرآوردبرآورد و پیش بینی هزینهپیشبینیتحویلچگونهخدماتدریافتدریافت مبلغدریافت هزینه هاساختسایتشناسایی کارفرمای مشکل سازشویمصورت حسابطراحیفریفریلنسفریلنسرفریلنسر شدمفریلنسر شویم؟فریلنسینگفریییگذاریمبلغمعیارمعیار ارزش گذاریهدف گذاریهزینهوبوبسایتوبگاه

گشتاسب مظفریان گشتاسب مظفریان • مهر ۲۰, ۱۳۹۴


Previous Post

Next Post

Comments

  1. نیازکتو اسفند ۲, ۱۳۹۴ - ۱۱:۴۳ ق.ظ Reply

    جالب بود

پاسخ دهید

Your email address will not be published / Required fields are marked *