گشتاسب مظفریان – GMozafarian

مشاور و توسعه دهنده نرم افزار -Adviser and Software Developer

۹

آموزش کاملا تضمینی راه اندازی استارت آپ موفق در ایران

به نام اهورامزدای پاک

این روز ها استارتاپ خیلی مد شده. الان هر کسی رو از یه کاری میندازن بیرون سریع یک استارتاپ راه اندازی میکنه. صرفا به این خاطر که تو صفحه فیسبوکش به جای بی کار @ جیب بابام بنویسه
Founder, CEO at Delavar parvaran e khavar zamin.
خودتون بگین کدومش بیشتر کلاس داره؟ الان زیر اسم خود من هم همین رو نوشته حتی. CEO at rahatech  اگه بد بود که خودم نمی نوشتم…

شاید بپرسید استارتاپ چیست. استارتاپ یا استارت‌آپ انواع مختلفی داره. نوع اول همان است که در زمان‌های قدیم فولدری در منوی استارت (خدابیامرز) ویندوز XP وجود داشت که هر چیزی در آن قرار می‌دهیدیم در هنگام روشن شدن رایانه اجرا می‌شد که اصلا مقصود این نوشته این نوع استارتاپ نیست. نوع مورد نظر این راهنما طبق تعاریف به یک شرکت‌  معمولا موقتی گفته می‌شود که در جهت جستجوی راه حلی برای یک مدل کسب و کار قابل توسعه و تکرار پذیر راه اندازی می شود. این شرکت‌ها تازه ایجاد شده و در فاز توسعه و تحقیق برای بازاریابی قرار دارند!

راه اندازی یک استارتاپ به هیچ عنوان سخت نیست. من شخصا استارتاپ های مختلفی راه اندازی کرده‌ام. بعد از چندین مورد شکست و موفقیت در این زمینه به این فرمول قطعی رسیدم و از اونجایی که انسان اُپن سورسی هستم تصمیم گرفتم فوت و فن کارم رو منتشر کنم.

برای راه اندازی یک استارتاپ:

ابتدا شما نیاز دارید یک مهارتی داشته باشید که البته بعید میدونم، اگر داشتید الان بی‌کار نبودید. در این حالت کافیست چند نفر که مهارت خاصی دارند را پیدا کنید تا برایتان تمام کار  را انجام دهند و در نهایت آن ها را به بیرون انداخته و کار را به اسم خودتان تمام کنید. این موفق ترین روش ممکن است که حتی استیو جابز موسس با ارزش ترین کمپانی دنیا نیز بعد از خواندن نسخه ۱٫۰ این راهنما، روش مذکور را سرلوحه زندگی خود نموده بود.

سپس شما نیاز به یک ایده دارید. البته جدید بودن و میزان نو آوری این ایده در ایران زیاد اهمیتی ندارد. حتی گفته می‌شود سعی کنید ایده جدیدی نباشد و امتحان خود را پس داده باشد. زیرا با نگاهی به موفق ترین استارتاپ های ایران میتوان پی برد که شما کافیست مهارت لازم در کپی کردن را داشته باشید.

سخت کوش باشید و خوب کپی کنید هر کسی که بهتر و تمیزتر کپی کنه موفق تره.

به طور مثال دی‌جی‌کالا که یکی از موفق ترین استارتاپ های ایران است، ایده خاصی ندارد و تنها تمیز پیاده شده و خوب کار نموده است.

اگر حتی خلاقیت لازم برای کپی را نیز ندارید، با سرویس هایی که تحریم شدن و یا فیلتر شدن شروع کنید. مراقب باشید ایده هه خیلی قبل از شما اجرا نشده باشد. ولی هشت الی ده مورد مشابه نشان می‌دهد که ایده چقدر جواب است.

باز هم با نگاه به موفق‌ترینان این عرصه، مشاهده می شود که  به عنوان مثال استارتاپِ آپاراتی اگر تیوب سازی گوگل فیل‌تِر نبود وجود خارجی نداشت. هم‌چنین استارتاپ سه شنبه بازار نیز به مناسبت بسته بودن گوگل بازار به روی ایرانیان به موفقیت چشم‌گیری رسیده است. و یا آی‌نتورک اگر گوگل ادسنس تصادفا فیلتر نمیشد. تصادفا یک شبه ره صد ساله را نمی‌پیمایید.

همانطور که به روشنی مشخصه، تبدیل شدن به گوگل در ایران کار سختی نیست و ساده ترین کار کپی سرویس های گوگل است. با این نیت شروع به کپی کردن نمایید. فیلتُرینگ یا تحریم را خدا می‌رساند. فقط انصافا سرویس جستجو رو بی خیال شوید بگذارید مردم زندگی کنند.

 

پس از پیدا شدن ایده شما نیاز به پول خواهید داشت. به این پول سرمایه مرحله کِشت ایده یا همان سید فاندینگ (سِیّد نه، seed funding) می‌گویند. اگر پول به میزان کافی دارید که بنده پیشنهاد میکنم بی خیال استارتاپ شوید و پولتون رو بذارین بانک سودش را بخورین  و یا بروید در کار ساخت و ساز٫ اگر پول ندارید شما نیاز به یک سرمایه گذار دارید. هم اکنون یک سری افراد که در ابتدای این بند به آن‌ها اشاره شد و پول داشتند و نرفتند دنبال ساخت و ساز، خود دست به راه اندازی استارتاپ های استارتاپ انکیوباتور یا مراکز رشد نمودند.

مرکز رشد (incubator) نام وسیله‌ای است که گرمای لازم را برای تولید جوجه از تخم مرغ فراهم می‌کند. در فرهنگ استارتاپ شما یک جوجه اید! یعنی هنوز جوجه نشده اید و مراکز رشد و شتاب دهنده های استارتاپ به شما کمک می‌کنند تا شما سر از تخم بیرون بیاورید. مراکز رشد و شتاب‌دهنده ها انواع جدید VC یا سرمایه گذاران ریسک پذیر هستند البته تفاوت خاصی ندارند. برخی فکر میکنند که برخی از این اسم ها باکلاس تر هستند. پس این که شما به سراغ VC بروید یا شتاب‌دهنده یا مرکز رشد به سلیقه خودتان بستگی دارد. معمولا این مراکز اگر در تیم شما (که نحوه پیدا کردن آن در ابتدای این مرجع ‌تشریح شد) استعدادی ببینند و یا ایده‌ی دزدیده شده‌ی شما امتحان-پس‌داده و کم ریسک باشد، سریعا سهم عمده ای از استارتاپ جوجه نشده‌ی شما را بزخری می‌کنند. در نتیجه شما پول خواهید داشت.

پس از آن شما نیاز به یک عینک گرد، یقعه اسکی مشکی و جین آبی دارید تا بیشتر شبیه مرحوم استیو جابز (نور به قبرش بباره) شوید تا تیم شما فکر کنند خبریه و ازتان حساب ببرند. بندگان خدا را مثل همستر در ازون چرخونکا که توش میدوند بدوانید تا ایده‌ی نصفه نیمه‌ی شما را نصفه نیمه تر به یک محصول تبدیل کنند. پیشنهاد بنده این است که یکهو به سراغ محصول نهایی نروید بلکه نخست یک محصول کمینه پذیرفتنی بسازید که به آن MVP گفته می‌شود. عموما در دنیا یکی دو مورد MVP می‌سازند و سپس نسخه اول محصول روانه بازار می‌شود اما گاها دیده شده یک استارتاپ بسیار جوگیر شده و به MVP 27 رسیده (به حذف سین). و یا به قدری در MVP 1 فرو رفته که سالها مشغول همان MVP یک شده و هیچ وقت به محصول نهایی نخواهد رسید.

در اینجا برای موفقیت نهایی به یک پارتی کلفت که دستی هم در مافیا داشته باشد نیاز دارید. اگر نمی‌دانید از کجا می‌توانید مافیا پیدا کنید به رویداد‌های مروبوط به استارتاپ ها مانند یک آخر هفته با استارتاپ و یا جشنواره وب فلان مراجعه نمایید. شناسایی این مورد یک مقدار سخت است و شما معمولا نمی‌دانید مافیا کیست زیرا اگر همه میدانستند که دیگر  نمی‌شد مافیا، میشد GTA.

اگر تا اینجای آموزش را هم زمان با خواندن مقاله اجرا کردید هم اکنون یک محصول دارید. تبریک می‌گویم. استارتاپ شما یک خروجی دارد. کم پیش می‌آید در ایران یک استارتاپ خروجی داشته باشد و این به تنهایی موفقیت بزرگیست.

حتما در کامنت در مورد استارتاپ خود و تجربه  موفقیتتان با استفاده از این روش برای خواننده های دیگه بنویسید تا سایر علاقه مندان از تجربه شما استفاده کنند.

* رفع مسئولیت :
لازم به ذکر نیست که این مطلب کاملا حاصل روان پریشان بنده می‌باشد و تمامی شباهت اسامی به کار رفته با دنیای واقعی تصادفی می‌باشد. تمسخرات، انتقادات و … تنها جنبه مسغره بازی داشته و هیچ ارزش دیگری ندارد.

نویسنده:نیما

منبع: نیما

پست های مرتبط

لینک کوتاه: http://GMozafarian.ir/Y9h3q
آموزشاستاراپاستارت آپاستارتاپ ایرانیاستارتاپ موفقایرانیتضمینیراه اندازیراه اندازی استارت آپ موفقراه اندازی استارتاپ ایرانیسریعطنزمراحلموفقیادگیری

گشتاسب مظفریان گشتاسب مظفریان • دی ۲۷, ۱۳۹۴


Previous Post

Next Post

Comments

  1. shervis آبان ۲۶, ۱۳۹۵ - ۷:۲۷ ق.ظ Reply

    سلام نیما جان
    مطلب شما را خواندم. خیلی با حوصله و تاآخر. شاید از خیلی از مطالبی که در این زمینه نوشته شده کاربردی تر و جالب تر بود. چون بازار کار ایران اینطوره و کاملا حق با شماست.
    منم یکی از ایده پرداز ها در زمینه استارتآپ هستم ولی بیکار نیستم و در بخش طراحی محصول یکی از بانکهای بزرگ ایران کار می کنم
    البته با توجه به مطالب شما به نظرم اومد چقد از من بزخری شده D:
    به نوشتنت ادامه بده … و همین ادبیات محترمانه رو حفظ کن! موفق باشی

    • گشتاسب مظفریان

      گشتاسب مظفریان آذر ۱۰, ۱۳۹۵ - ۹:۴۵ ب.ظ Reply

      درود این متن رو باید برای آقا نیما در این لینک بنویسید.

  2. یک کارنیافرین آذر ۹, ۱۳۹۵ - ۸:۵۶ ب.ظ Reply

    با اینکه لحنش طنز بود ولی تک تک جملاتت درست بود! واقیعت ها رو قشنگ توضیح دادی. ممنون

  3. گوگوج آذر ۱۳, ۱۳۹۵ - ۱۰:۴۲ ق.ظ Reply

    گیلی گشنگ گفتی به گودا هال گردم

  4. فرهاد دی ۱, ۱۳۹۵ - ۸:۱۹ ق.ظ Reply

    درسته ولی خب همه این چیزا قبلا پیاده شده باید نو آوری داشت.

    شما خودت استارت اپ داشتید ؟

    • گشتاسب مظفریان

      گشتاسب مظفریان دی ۵, ۱۳۹۵ - ۶:۰۹ ق.ظ Reply

      درود
      خودم استارت اپ نداشتم ولی به چند تا استارت اپ کمک کردم و نوآوری واقعا مهمترین چیز برای هر استارتاپی هست.

  5. alireza دی ۲۲, ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۲ ب.ظ Reply

    اقا مطلب خیلی خوبی بود حقیقت رو بیان کردید 😀 واقعا تو ایران بزرگترین استارت اپ ها کپی بیش نیستند

  6. Parviz اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۶ - ۷:۵۶ ب.ظ Reply

    سلام
    مدتها بود هنگام خوندن متن نخندیده بودم، واقعا شاد شدم
    و مفید هم بود
    ممنون

  7. Mahdi اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۶ - ۱۰:۰۷ ق.ظ Reply

    واقعا” متن خوبی بود ودر عین حال طنز و عالییییییییی
    موفق باشید

پاسخ دهید

Your email address will not be published / Required fields are marked *