تو در سکوت خود پنهانی

به نام یزدان پاک وقتی تو در سکوت خود پنهانی من ندای فرهادم وقتی تو از آزادی نالانی من از بیان آزادی میخوانم تو میدانی و میرانی به آن سوی آب من میمانمو میرانم به سوی دار من می دانم و مینالم به ساعتی ۱۲ طلاق تو نسبت دهی به تهاجمِ الاغ من میدانم و […]

گ.م

خروارها فکر…

با نام یزدان پاک در گوشه ای دنج, کنار سه گوش دیوار زیر خرواری از افکار در فکر حاله ی نور دور جزیره کوچک غرب افریقا فکر دوستانم در بند زحاک فکر نوشابه و آش کشک فکر تنگدستی و اشک گشادی و گشت اعتیاد, بی پولی فروش همسر, پولی تحریم ملت عیش دولت فتوا و […]